گالری طلا الماس ریزه
یه گالری طلا با پیجی که آسیب دیده بود. از صفر شروع کردیم و ویدیوی اول، صد نفر رو آورد.

قبلش
یه پیج داشتن که آسیب دیده بود. یعنی هرچی تا اون روز ساخته بودن، دیگه در دسترسشون نبود.
برای یه گالری طلا این یعنی برگشتن به نقطهی صفر. تصمیم گرفتیم بهجای وصلهپینه کردن، یه پیج جدید بزنیم و این بار از اول درست بچینیمش.
اولین جلسه
توی خود گالری نشستیم. بین ویترینها.
دربارهی خود کار حرف زدیم، نه دربارهی اینستاگرام. اینکه چی میفروشن، مشتریشون کیه، چه چیزهایی رو میشه گفت و چه چیزهایی رو نه. بایدها و نبایدها رو همونجا مشخص کردیم.
چیزی که فهمیدیم
برندبوک نداشتن. یعنی هیچ مسیر ثابتی نبود که بگه این برند چه شکلیه و چه لحنی داره. هر پست یه ساز میزد.
مهمتر از اون: جای واقعیشون توی بازار، طلای مینیمال و ظریف بود. همون چیزی که فروشش سختتر بود و کمتر بهش پرداخته بودن. تصمیم گرفتیم تمرکز رو دقیقاً بذاریم روی همون.
کاری که کردیم
قرار شد ماهی شش تا ریل با هم کار کنیم. یه مسیر ثابت، با لحن مشخص، حول همون طلای مینیمال.
اتفاقی که افتاد
ویدیوی اول رو ساختیم و بازخوردش خوب بود. از همون پست اول صد تا فالوور جدید گرفتن.
چیزی که بیشتر از عددش مهم بود، این بود که بالاخره یه تمایز پیدا کردن. پیج دیگه شبیه بقیهی گالریها نبود.


از تمایزی که پیدا کردیم خیلی راضیام.